جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی
خوشه | عمومي

بر اساس وعده داده شده درباره يارانه‌ها مي‌نگاريم. امتحانا بدك نبود يعني خوب بود. البته جاي يك سوال بزرگ باقي ماند كه آيا با اين روند چيزي بر اندوخته‌هاي علمي ما در حد ارشد افزوده مي‌شود يا خير؟ پاسخ به اين سوال را در ترم‌هاي بعد مي‌دهم!
و اما يارانه.
كلا يارانه مثل يك پل عمل مي‌كند و شما را از يك سوي يك دره به سوي ديگرش همراهي مي‌كند. مثلا براي اينكه بتوانيد يك قرص نان بخريد و بخوريد، بايد به نانوايي كه اون ور دره قرار دارد برويد، پولش را بدهيد و ببريد منزل. اگر قيمت نان مثلا دو هزار تومان باشد و شما خوشه‌ سه‌اي (يعني پولدار) باشيد با وسيله‌اي كه در اختيار داريد، مي‌رويد اون ور دره و نان مي‌خريد و مي‌خوريد اما اگر فقير يا به قول خارجي‌ها پوور(يعني بيچاره) باشيد، نمي‌توانيد برويد اون دره و نان بخريد پس نياز داريد كه كسي به شما كمك كند.
اينجاست كه يارانه نقش ياري‌رسان را بازي مي‌كند و با پلي كه روي دره مي‌زند شما مي‌توانيد نان 200 توماني بخريد. حالا ماجراي خوشه‌ها براي همين است. دولت آمده و ملت را خوشه‌بندي كرده و گفته اول قيمت نان را دو هزار تومان مي‌كنم، بعد پل را بر مي‌دارم و بعد به اونهايي كه خوشه يكي و دويي هستند كمك هزينه سفر به نانوايي را مي‌دهم. سه‌اي‌ها هم كه پولدار هستند خودشان بروند اون ور.
براي ممانعت از اطاله كلام آخرين لطيفه‌هاي خوشه‌بندي را تقديم مي‌كنيم:
مركز آمار: مشترك گرامي متاسفانه خوشه شما را خر خورده است
شب خواستاگاري؛ پدر دختر خطاب به خانواده پسر: ببخشيد شما خوشه چندي هستيد؟
دعاي بعد از نماز: پروردگارا خوشه يكي‌ها را خوشه سه‌اي بگردان
وزارت ارشاد كتاب خوشه‌هاي خشم جان اشتاين بك را به دليل تشويش اذهان عمومي جمع‌آوري كرد
هيات دولت تصويب كرد: خريد و فروش هر نوع خوشه ممنوع است
انجمن حمايت از خوشه يكي‌ها افاده‌هاي خوشه‌ سه‌اي‌ها را محكوم كرد



برچسبها : خوشه
نوشته شده توسط در 11 بهمن 1388 ساعت 18:22
يارانه | عمومي

پولدار بوديم و خبر نداشتيم؟

اين گزارش ايسنا را مطالعه بفرماييد تا بعد از امتحانا توضيحاتي درباره اين ماجراي يارانه بدهم.

http://www.isna.org.ir/main/NewsView.aspx?ID=News-1478417



برچسبها : یارانه
نوشته شده توسط احسان بیگي در 5 بهمن 1388 ساعت 10:43
پول کثیف! | عمومي

تصور كنيد كه يكي از دوستان شما با ديدنتان در آغوشتان بگيرد و تبريك بگويد كه در قرعه‌كشي بانك 25 ميليون تومان برنده شده‌ايد.
احتمالا حس خاص و شعف‌ناكي خواهد بود. اين حس را تا زماني كه در چنين شرايطي نباشيد آن را به دست نخواهيد آورد.
امروز مورد لطف دوستان سرويس ورزشي قرار گرفتم و با نشان دادن ليست برندگان يكي از بانك‌ها نام خودم را كه برنده جايزه ممتاز 25 ميليوني بود، ديدم.
هر چند با داشته‌هاي ذهني‌ام در مورد قرعه‌كشي آن بانك و نيز شواهدي كه بود عقل حكم مي‌داد يك شوخي است اما دل راه خود را رفت و سريع از دايره اختيار رها شد و شروع به كشيدن نقشه‌هاي قشنگ قشنگ كرد.
دل به مغز اين بار دستور داد كه آنچه را مي‌بيني بپذير و خوشحال باش كه مي‌تواني بروي دنبال خريد خانه..! گفت برو به همسر زنگ بزن و خبر خوش را به او بده... گفت كه همين الان برو بانك و ...
بله! لحظات جالبي بود. معلوم بود كه اين نبرد را طبق معمول مغز مي‌برد و برد و دل را با آرزوهايش رها كرد...
دقايقي بعد دوستان فهميدند كه باورم نشده و همه با هم خنديديم و به كارمان سرگرم كه ديدم دلم قهر كرده و در گوشه‌اي كز!
گفتم حالا كه چي؟ بهت گفتم كه شوخيه و باور نكن اما تو زود باور كردي و حتي نقشه كشيدي... بعد از كمي دلداري دل. دل آهي كشيد و به گوشه‌اي از دل خزيد.
به دست آوردن يك پول يك‌جا يا يك جايزه كه اصلا انتظارش را نداري چرا هيجان انگيز و جالب است؟ حال اگه از جالب بودن آن گذشت اين نكته قابل توجه است كه بنده و همسر گرامي از بامداد تا شامگاه در حال كار كردن هستيم تا ناني بدست آوريم و منت خلق نكشيم. الهي شكر. اما سوالي كه اين روزها با آن دست‌وپنجه نرم مي‌كنم اين است كه چگونه و با كدامين روش مي‌توان صاحب خانه شد؟ آيا به‌جز منتظر جايزه 25 ميليوني بودن و يا وام 26 درصد از راه ديگري مي‌شود خانه‌دار شد؟
خدا به داد آنهايي كه بيكارند برسد. خدا را شكر ما كه زندگي‌مان لنگ نيست و كار داريم و خوشيم...



برچسبها : پول - کثیف
نوشته شده توسط در 28 دي 1388 ساعت 17:06
66 باران | عمومي

66 روز به پايان سال مانده است. در واقع 66 روز به عيد مانده!
اين 66 روز مي‌تواند پر از كار و بار باشد اما نگران نباشيد اوضاع از اين كه هست بدتر يا بهتر نمي‌شود. كلا بايد به فكر تعطيلات و حال و حول بود.. شايد هم بايد شاعر شد...


آه اي ايلام اي شهر كوه‌هاي بلند
منتظر باش به سويت خواهم آمد
مي‌گذرد اين 66 روز به تندي
مي‌پريم از روي نهرهاي آبت به شادي
كاش در اين 66 روز 66 باران بيايد
تا تو هم سبزتر شوي و هم مهربان‌تر
شايد اين تقويم‌چي‌ها اشتباه كرده‌اند
چرا كه اين روزها از بهار هم گرم‌تر است
شايد يك فصل خواب مانده‌ايم
حتما اين زمستان بهار است
پس احتمالا 66 روز ديگر ابتداي تابستان است
واي چه روزهاي گرمي در ادامه خواهد آمد
اي عروس زاگرس منتظر باش تا بياييم به سويت...



برچسبها : باران
نوشته شده توسط احسان بیگي در 23 دي 1388 ساعت 11:09
عاشورا | عمومي

مهم اين است كه بعد از عاشورا چگونه باشي



برچسبها : عاشورا
نوشته شده توسط در 12 دي 1388 ساعت 21:00
حسين | عمومي

تاسوعا....

و

عاشورا.....

 



برچسبها : حسین
نوشته شده توسط احسان بیگي در 2 دي 1388 ساعت 19:42
سپاس از پروردگار | عمومي

هفته گذشته جشن ده ساله شدن ايسنا را گرفتيم. جشن كه نه اما همين كه بچه‌ها دور هم جمع شدند خودش يك نوع جشن است ديگر.

در اين جشن به 15 ـ 16 نفر از همكاراني كه 10 سال در ايسنا بوده‌اند لوحي به عنوان ده ‌ساله‌ها اهدا شد. پيشنهاد من اين بود كه چيزي شبيه به مدال يا نشان تهيه شده و به 10 ساله‌ها بدهيم كه براي بعدها هم بماند اما اين بودجه لعنتي مگر مي‌گذارد آدمي كمي خلاقيت به خرج دهد!

امسال هم مجري بودم. خوش گذشت مثل هميشه! در ابتداي مراسم يك متن كوتاهي را خواندم كه شامل 10 سپاس از پروردگار دانا بود و خواندم:

پروردگارا شكرگزار توايم به 10 دليل

1 ـ اول اينكه انسان‌هايي را آفريدي كه وقتي بزرگ شدند، ايسنا را آفريدند.

2 ـ دومين سپاس براي اين است كه وقتي مي‌خواستند، ايسنا را تاسيس كنند غير مستقيم نام خودت را در آن جا دادي؛ "خ" برگزاري "د" انشجويان "ا" يران.

3 ـ سپاس سوم براي اين است كه گذاشتي ايسنا جهادي، دانشگاهي و روي پاي جوانان دانشجوي ايران زمين بنا شود.

4 ـ چهارمين سپاسگزاريم براي اين است كه به بچه‌هاي ايسنا شجاعت و قناعت دادي و آنها را از دروغ‌گويي دور كردي.

5 ـ سپاس پنجم را نثار تو مي‌كنيم چون ما راه دادي تا به ايسنا بياييم و ايسنايي بمانيم.

6 ـ ششمين سپاس تقديم تو باد چرا كه 10 سال است ما را ياري مي‌كني و حتي در روزهايي كه كمرنگ شديم ما را از زر و زور دور نگه داشتي.

7 ـ هفتمين سپاس نصيب درگاه تو باد كه ما را دوست داري و دو تن از بچه‌هاي ما را به پيش خود بردي(حسن و اسماعيل).

8 ـ سپاس هشتم براي اين است كه كمك كردي منصف باشيم و از ابزاري كه به ما دادي سوءاستفاده نكنيم.

9 ـ نهمين سپاس تقديم تو باد كه ما را از دست سگان و گرگان و پاچه‌گيران صيانت كردي.

10 ـ سپاس دهم هم نثار تو باد كه 10 سال با ما بودي و مي‌خواهي تا ده‌ها سال ديگر با ما باشي.

خدايا با تو مي‌مانيم تو هم با ما باش



برچسبها : سپاس - پروردگار
نوشته شده توسط در 24 آذر 1388 ساعت 09:18
ایسنا | عمومي

امروز 16 آذر روز دانشجو و سال‌روز تاسيس ايسنا بود.
ايسنا امروز 10 ساله شد. ايسنا؛ يك دهه حضور!

نمي‌دانم چرا انگيزه‌اي براي سر و صداي زيادي نداشتم. شايد از اين است كه ايسنا بزودي تعطيل مي‌شود!
من هم شنيدم، مي‌گن 10 سال كار كرده بسته ديگه بايد تحولات ايجاد بشه. يه مدت تعطيل مي‌كنن و عده‌اي ناباب مثل بنده و بقيه مي‌رن پي كارشون و ايسناي جديد با ساختار و سر و شكل بهتر پديد مي‌آيد.
فكر مي‌كنم با توجه به اينكه نه داراي سواد رسانه‌اي هستيم و نه اخلاق حرفه‌اي را آموخته‌ايم بعد از اينكه فرستادنمان پي كارمان مجبور مي‌شويم براي امرار معاش به كارهايي مثل بلال فروشي، سيگار فروشي، خيارفروشي و منجق دوزي روي بياوريم.
راستي فقط يك پيشنهاد به ايسناييان جديد دارم و آن اين است كه ساختمان ايسنا را به جاده ساوه منتقل كنند تا از سر و صداها دور باشد. امروز نزديكي‌هاي دانشگاه تهران و خيابان‌هاي اطراف ايسنا سر و صداهاي عجيب غريبي به گوش مي‌رسيد و هي فكر ما را پاره پوره مي‌كرد و نمي‌گذاشت كه اخبار علمي و مفيد منتشر كنيم. اين دانشجوها هم نمي‌گذارند كه آدم به كارش برسد.
راستي شما تفاوت بلال فروشي و خبرنگاري را مي‌دانيد؟



برچسبها : ایسنا
نوشته شده توسط در 16 آذر 1388 ساعت 19:10
حاج حسن | عمومي

به نكا رفتيم و حاج حسن قريب به ما ناهار داد!
15 آذر ديگه‌اي فرا رسيد. اين چهارمين سالي است كه از آن سقوط لعنتي مي‌گذرد. C130 نام آشنايي براي خبرنگاران است.
مثل هر سال همراه تعدادي از همكاران رفتيم نكا سر مزار حسن. حسن قريب. حاج حسن قريب. شمع روشن كرديم و زيارت عاشورا خوانديم و زير باران اشك‌ها گم شد.
تعدادمان اندك‌تر از هر سال بود. حتما حسن از دستمان ناراحت نمي‌شه خودش مي‌دونه كه همچنان همه دوستش دارند اما از دست بچه‌هايي كه نيامدن يك فرصت عالي از دست رفت و آن هم ناهار حاج حسن بود!
بچه‌هايي كه در سال‌هاي پيش آمده بودند، يادشان هست كه بعد از ساري يك رستوران به نام "حاج حسن" هست كه هر ساله ناهار اونجا مي‌خورديم و حكايت‌هايي داشت. اما امسال آنجا نرفتيم ولي حاج حسن واقعي ناهار به ما داد.
پدر و مادر حسن امسال رفته بودند حج و نبودند. شرايط امسال رفتن ما هم طوري بود كه حوالي ظهر سر مزار و منزل آنها رسيديم. خيلي سعي كرديم، نمانيم اما آنها ناهار آماده كرده بودند! ما معمولا هر سال حوالي عصر مي‌رسيدم خونه حسن اما امسال همه چيز جور شده بود كه خود حسن ما را مهمان كند.
برادرش هم مي‌گفت پدر و مادر حسن گفته‌اند كه در كل سفر حج، حسن را كنار خود داشته‌اند... خلاصه هم حسن حاجي شده بود و هم به ما وليمه داد!
برادر حسن همچنان پيگير مساله است. مي‌گويد خون‌هاي آنها دارد پايمال مي‌شود و كسي پاسخگوي آن حادثه نيست.
چند تا از همكاران هم به جيرفت رفتند و بر مزار اسماعيل گل نثار كردند. همچنان فرصت نشده يه سر بروم آنجا. حتما مي‌روم ان‌شاءالله مي‌روم. اسماعيل هم بر گردن ما حق دارد. شايد سال آينده او حج رفت و ما را به ناهار دعوت كرد!
ياد حسن و اسماعيل و افشار و سيد و خيلي‌هاي ديگر بخير. راستي سيد امسال 15 آذر همزمان با غدير شده خيلي با حال شدي عيدي نمي‌دي...



برچسبها : حاج - حسن
نوشته شده توسط در 13 آذر 1388 ساعت 17:19
خبر همشهری | عمومي

همشهري هم خبر شد.
روزنامه خبر  را 10 ـ 15 سال پيش دوست داشتم چون يك صفحه ورزشي داشت كه خواندني بود. بعدها اون صفحه تبديل شد به ويژه‌نامه و بعدها روزنامه خبر ورزشي.
خود روزنامه اما خيلي رشد نمي‌كرد. هموراره در يك سطح نسبتا پاييني مانده بود. طي ده سال اخير البته چند بار تغيير كلي و جزئي كرد بخصوص دوره‌اي كه خود را در قامت يك روزنامه اقتصادي نشان داد.
خبر كه زير مجموعه روزنامه‌هاي بين‌المللي خبر جنوب كه در شيراز متولد شده‌اند است، تا سال‌ها متاثر از شرايط استاني بود تا كشوري. هر چند مانند خراسان و قدس مال يك استان بود و مي‌خواست كشوري باشد اما ظاهر و ادبياتش قوي نبود.
تا اينكه به يك‌باره در سال جديد خبر خبر شد و هم سر و شكلش به كلي تغيير كرد هم محتوياتش. در روزگاري كه روزنامه‌هاي غير دولتي با كيفيت كم بودند خبر خواندني‌ترين روزنامه بود.
شايد بتوان گفت كه خبر يكي از آخرين گام‌هاي عرصه جديد روزنامه‌نگاري ايران بود. عرصه‌اي كه با روزنامه شرق آغاز شده بود و همچنان جا براي تكميل شدن دارد.
داخل پرانتز: (به اعتقاد بنده تاريخچه رسانه‌هاي ايران مانند پله‌اي است كه هر پله آن شامل انتشار و پديدار شدن چندين رسانه‌ است كه معمولا با يك يا دو نشريه جديد هويت يافته است. مثلا تولد همشهري در اوايل دهه 70 و بعد آمدن ايران يك عرصه و پله جديد بود)
بسياري از روزنامه‌هاي امروزي يا در اين پله قرار دارند يا در پله‌هاي زيرين.
به هر حال با تعطيل شدن خبر و ابراز تاسف براي همه دوستان و همكاران خوبم در اين روزنامه چشم اميد به روزهايي داريم كه تولد يك روزنامه جديد اين عرصه را يك پله‌ بالاتر ببرد.
براي تعطييل شدن باز يك "حيف" مي‌گوييم و براي همشهري هم دعا مي‌كنيم كه در گير و دار بازي‌هاي سياسي دچار نشود و توقيفش موقت باشد.
روزنامه خبر ديروز اعلام كرد تا اطلاع ثانوي در نمي‌آيد و همشهري هم به دليل چاپ عكس معبد بهاييان در دايره توقيف است. آيا به نظر شما ايسنا هم دچار چنين ماجراهايي خواهد شد؟ 13 روز تا 10 سالگي ايسنا مانده...



برچسبها : خبر - همشهری
نوشته شده توسط در 3 آذر 1388 ساعت 16:30
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]